طنز با طعم توپ

>>> تاریخ انشتار پست :1396/7/11

ما یک خاطره تعریف می‌کنیم. وقتی ما بچه بودیم، یک همسایه داشتیم که هر چندوقت یک‌بار می‌آمد توی کوچه و می‌گفت: اگر توپ‌تان بیفتد توی حیاط ما، پاره‌اش می‌کنم، آن‌هم در‌حالی‌که ما توپ‌بازی نمی‌کردیم و داشتیم قایم‌باشک‌بازی می‌کردیم. در همین لحظه داداش ما یکهو گفت من توپم رو میندازم تو حیاط شما ببینم کی می‌خواد پاره‌‌اش کنه؟ کار بالا گرفت و جنبش توپی آغاز شد.
 
بچه‌ها قایمکی توپشان را به هم نشان می‌دادند یا می‌رفتند جلو خانه همسایه توپ را می‌زدند زمین و تا هوا می‌رفت، در می‌رفتند. قصه‌ای شده بود.  جالب اینجا بود که پسر همین آقای همسایه از سربازی برگشت و توی محل سوپرمارکت راه انداخت و توپ‌های بادی آورد. آقای همسایه گفت بازی با توپ پلاستیکی (که از بقالی بخرید) ممنوع است، اما بازی با توپ بادی (که از سوپرمارکت پسرش) بخرید آزاد است. در همین موقعیت خاص تاریخی بود که جنبش تحریم توپ شکل گرفت و دیگر هیشکی توپ نخرید تا پسر آقای همسایه ورشکسته بشود.
 
خلاصه کم‌کم آتاری و میکرو، سگا و پلی‌استیشن آمد و ما که می‌خواستیم با دوستانمان فیفا بازی کنیم، دچار شک شدیم که آیا با توپ بازی‌کردن در کامپیوتر هم مشکل دارد؟ آقای همسایه به همین منظور یکهو سر زده می‌آمد داخل خانه ما و بازی کامپیوتری ما را چک می‌کرد که توپی که شوت می‌کنیم به قصد برهم‌زدن نظم کوچه نباشد یا یکهو گیر می‌داد چرا رئال‌مادرید را برداشتید؟ باید جاش تراکتورسازی یا نفت آبادان را بردارید. کار به جایی کشیده بود که اگر کسی وضعش توپ بود باید می‌رفت به آقای همسایه باج‌سیبیل می‌داد.
 
اگر کسی اوضاع مالی‌اش طوری بود که توپ می‌زدی تکان نمی‌خورد، باید شعبه جدید سوپرمارکت پسر همسایه را راه می‌انداخت. اگر کسی توی مدرسه یک توپ داشت که قلقلی بود، باید قلقلی‌اش را می‌فرستاد آزمایشگاه آقای همسایه ببیند که زیادی قل نداشته باشد. گرفتاری شده بودیم‌ها... . حالا داداش ما چی؟ هیچی. داداش ما همان اول از محله ما رفت و رفت باشگاه فوتبال نوجوانان عضو شد و الان مربی شش‌تا تیم ملی است و تخصصش روپایی‌زدن با انواع توپ‌هاست و چندبار آقای همسایه دعوتش کرده و آمده با هم دیزی خورده‌اند، اما ما چی؟ ما هیچی، ما هنوز دست به توپ بزنیم، داستان می‌شود. این بود قصه ما.