چگونه یک فروشنده موفق شویم؟
>>> تاریخ انشتار پست :1396/7/18
یکی از مهمترین اکتشافات قرن بیستم در حوزه عملکرد انسان این بود که کارکنان برتر در هر حوزه، از جمله فروش، فقط کمی بهتر از همردههای خود در موارد کلیدی هستند.
این تفاوت کوچک در عملکرد «حاشیه برد» نامیده میشود. افراد برتر در هر حوزهای حاشیه برد خود در آن حوزهها را گسترش دادهاند و در نتیجه به عملکرد فوقالعاده و نتایج فوقالعاده دست مییابند.
مثال محبوب من مسابقه اسبدوانی است. در مسابقه اسبدوانی، اسبی که با اختلاف چند سانتیمتر در جایگاه نخست قرارگرفته، ۱۰ برابر اسب دوم جایزه میگیرد. آیا اسبی که برنده شده ۱۰ برابر سریعتر از اسب دوم است؟ آیا اسب برنده ۱۰ درصد سریعتر از اسب بازنده است؟ پاسخ منفی است. اسب برنده فقط به اندازه چند سانتیمتر سریعتر است. شاید این فاصله به ۹ سانتیمتر هم نرسد.
فروشندهای که فروشی را قطعی میکند، ۱۰۰ درصد کار را انجام داده و ۱۰۰ درصد کمیسیون را میگیرد. آیا شخصی که فروش کرده دو برابر بهتر از شخصی است که فروش نداشته است؟ در همه موارد، افراد دارای بهترین و ضعیفترین عملکرد از نظر مهارت و توانایی، اختلاف ناچیزی با هم دارند.
شخصی که سالانه ۲۵۰.۰۰۰ دلار فروش میکند، ۱۰ برابر بهتر و باهوشتر یا سختکوشتر از فردی نیست که همان محصول را میفروشد اما درآمد سالانهاش فقط ۲۵.۰۰۰ دلار است.
موضوع هوش نیست
در مطالعهای که چند سال پیش در نیویورک انجام شد، محققان ۱۰۰۰ فرد بالغ را بهطور تصادفی انتخاب کردند و ضریب هوشی آنها را سنجیدند. آنها دریافتند که ضریب هوشی باهوشترین فرد فقط ۲.۵ برابر کمهوشترین فرد بود؛ اما شخصی که بیشترین درآمد را داشت (و لزوما باهوشترین نبود) درآمدش ۱۰۰ برابر کمدرآمدترین فرد بود.
نتیجه ساده است: استعداد یا توانایی به تنهایی دلیل موفقیت نیست. همه افراد استعداد و توانایی ذاتی برای فروش دارند. روش استفاده از آن استعدادها و تواناییهای ذاتی تعیینکننده موفقیت است.
روانشناسان موارد مختلفی را برای سرعت بخشیدن به فرایند تصمیم خرید مشتری مشخص کردهاند. در فرایند معمول خرید، مشتری اغلب چند بار فروشنده را میبیند، با او صحبت میکند و سپس منافع و مزایای خرید یا عدمخرید را با دقت در نظر میگیرد. بعد از یک فرایند طولانی، بالاخره به این نتیجه میرسد که محصول یا خدمت را بخرد.
استفاده از محرکهای فروش
محققان دریافتهاند که میتوانید در گفتگوی فروش از چند «محرک» روانشناختی استفاده کنید که منجر به خرید فوری مشتری میشود. با این روش دیگر نیازی به فرایند طولانی فروش نیست. این محرکها در اغلب فعالیتهای بازاریابی و تبلیغاتی موفق استفاده میشوند تا افراد را از بیعلاقگی کامل به اشتیاق زیاد برای خرید بکشانند. گاهی این اتفاق در بازه زمانی ۳۰ تا ۶۰ ثانیهای پخش آگهی تلویزیونی رخ میدهد. از این محرکها میتوان در فروش هم استفاده کنید.
سالها تحقیق در حوزه روانشناسی انگیزشی به کشف دلیل رفتار افراد، به خصوص هنگام خرید پرداخته است. تحقیقات نشان میدهد که هر مشتری نیازهای ناخودآگاه عمیقی دارد که باید قبل از اتخاذ تصمیم خرید برطرف شود. دلایل خرید محرکهایی هستند که باعث تصمیم فوری برای خرید میشوند. آنها فورا به این نیازهای ناخودآگاه ربط داده میشوند. استفاده از این محرکها فرایند خرید را کوتاه میکند.
۱. قدرت جبران
اولین و قویترین دلیل خرید، جبران است. ما نیاز عمیق به جبران کاری داریم که دیگران برای ما انجام دادهاند. دوست داریم کار خوبی که در حق ما میکنند و محبتها و لطفهای آنها را جبران کنیم.
نخستین نوع جبران، جبران احساسی است: «اگر احساس خوبی به من بدهید، احساس خوبی به شما خواهم داد». میتوان با مهربانی، پرسیدن سوالات خوب، گوش دادن دقیق و ایجاد احساس مهم بودن در مشتری، این احساس را بیدار کرد.
در جبران فیزیکی میگوییم «اگر کار خوبی برایم انجام بدهید یا چیز ارزشمندی به من بدهید، من هم کار مفیدی میکنم تا لطفتان را جبران کنم».
همیشه به دنبال روشهایی برای ابراز لطف و محبت به مشتریان باشید. به هر مناسبتی کارتهای تشکر بفرستید تا حسننیت ایجاد کنید. وقتی به افراد محبت، توجه و ادب نشان میدهید و با دقت به حرفهایشان گوش میکنید، احساس بهتر و خوشایندتری نسبت به خود پیدا میکنند و سعی میکنند لطفتان را به نحوی جبران کنند؛ مثلا با دقت به حرفهایتان گوش میدهند و از شما خرید میکنند.
۳ راز قانع کردن در فروش
۲. تعهد و سازگاری
دومین دلیل کلیدی یا محرک احساسی خرید، تعهد و سازگاری است. قانون تعهد تدریجی در مورد همه مشتریان صادق است. بدین معنی که در نخستین ملاقات و گفتگو با شما، هیچ تعهدی ندارند، سپس زمان مشخصی طول میکشد تا به تعهد ۱۰۰ درصدی برسند و محصول یا خدمتتان را بخرند. پس زمان کافی در اختیارشان قرار دهید تا از یک سر طیف که «بیعلاقگی» است به سر دیگر آن یعنی «مشتری متقاعدشده» برسند.
همچنین افراد تلاش میکنند با رفتار و گفتار گذشتهشان سازگار بمانند. وقتی از مشتریان سوالات هوشمندانهای درباره شرایطشان میپرسید و سپس نشان میدهید که محصول یا خدمتتان دقیقا به همان سوالات پاسخ میدهد و همان مشکلات را حل میکند، فروش راحتتر میشود. مردم با اطلاعات خودشان مخالفت نمیکنند.
افراد سعی میکنند با تصویری که از خودشان دارند، سازگار بمانند. وقتی میگویید «همه شرکتهای برتر از این محصول یا خدمت استفاده میکنند»، اشتیاق به خرید محصول یا خدمت را در ذهن مشتریان شعلهور میکنید، زیرا خودشان را یکی از آن «شرکتهای برتر» میدانند.
وقتی میگویید «همه افراد موفق از این محصول استفاده میکنند»، افرادی که تصویر ذهنی موفقی از خود دارند، فورا علاقه بیشتری به خرید پیدا میکنند.
۳. رفتار و گفتار دیگران
سومین دلیل مهم خرید، تائید اجتماعی است. این محرک یکی از قدرتمندترین دلایل خرید است. انسان، موجودی اجتماعی است و از گفتار و رفتار دیگران تاثیر زیادی میپذیرد. مشتریان احتمالی از افراد مشابه اطرافشان که محصول یا خدمت شما را خریدهاند، بینهایت تاثیر میپذیرند.
یکی از اولین سوالات مشتری، چه با صدای بلند مطرح شود و چه نشود، این است که «کدام شخص آشنا و مورد احترام من این محصول را خریده است؟»
تائید اجتماعی آنقدر نیرومند است که میتواند مشتری احتمالی را ۱۸۰ درجه تغییر دهد و از بیعلاقگی به خرید فوری برساند.
مشتری احساس میکند اگر افراد شبیه او این محصول را خریدهاند، احتمالا گزینه خوبی است. فرض میکند یک مشتری هوشمند دیگر قبلا تکلیف او را برایش انجام داده است. مشتری دیگر قبلا به محصول یا خدمت فکر کرده، آن را به دقت ارزیابی کرده و به تصمیمی هوشمندانه برای خرید رسیده است. اکنون او هم میتواند با خیال راحت این خرید را انجام دهد.
بخش دیگر تایید اجتماعی تائیدیهها، فهرستها، عکسها و ویدیوهای مختلف از مشتریان خوشحالی است که درباره خوبی محصول یا خدمت شما حرف میزنند و رضایت خود را از خرید و استفاده از آن ابراز میکنند. هرچه افراد بیشتری به خوبی محصول شما شهادت دهند، مشتری علاقهمند آسانتر و با خیال راحتتر از شما خرید میکند.
اگر فروشنده هستید پس از خواندن این مقاله میتوانید کارهای زیر را انجام دهید:
- یک یا دو مورد از رفتار، گفتار یا حتی هدایایی که میتوانید در نخستین تماس به مشتری احتمالی ارائه دهید را مشخص کنید تا او را مشتاق کند با گوش دادن به شما و حتی خرید محصولتان، این لطف را جبران کند.
- دو مثال واقعی از افرادی بیاورید که محصولتان را خریدهاند و از نتایج و مزایای آن بسیار راضی بودهاند. در ارائههای فروش درباره این مشتریان صحبت کنید.
تجزیه و تحلیل داده ها
>>> تاریخ انشتار پست :1396/4/27
بر اساس پیش بینی موسسه گارتنر درآمد جهانی در هوش تجاری و بازار تجزیه و تحلیل در سال 2016 بالغ بر 9 /16 میلیارد دلار است که نسبت به سال 2015 رشدی معادل 5 درصد خواهد داشت . هم اینک، تجزیه و تحلیل داده به یک ابزار استراتژیک برای اکثر سازمان ها تبدیل شده است . بدیهی است ، جمع آوری و یکپارچگی داده به تنهایی ارزشی را تولید نمی کند و نیازمند مدل های پیشرفته جهت تجزیه و تحلیل داده می باشیم ، مدل هایی که می بایست همسو با استراتژی تجزیه و تحلیل و با هدف تولید ارزش تعریف گردند. به باور بسیاری از کارشناسان ، تجزیه و تحلیل داده صرفا یک فناوری نیست ، بلکه روشی است برای انجام کسب و کار. به عنوان نمونه ، تنها با تجزیه و تحلیل مبتنی بر داده صحیح و به روز است که می توان در مسیر درست جذب ، رشد و حفظ مشتریان حرکت کرد.
تصمیم گیری بر اساس تحلیل داده صحیح و به روز و انجام اقدامات مناسب و به موقع یکی از آرزوهای هر فرد و یا بنگاه کسب و کار جهت نیل به موفقیت مستمر است . اهمیت تحلیل داده در عصر حاضر با توجه به واقعیت هایی نظیر داده های عظیم و فضای شدیدا رقابتی ، بیش از گذشته شده است . به باور بسیاری از کارشناسان این حوزه ، تجزیه و تحلیل صرفا یک فناوری نیست بلکه روشی است برای انجام کسب و کار. به عنوان نمونه ، تنها با تجزیه و تحلیل مبتنی بر داده صحیح و به روز است که می توان در مسیر درست جذب ، رشد و حفظ مشتریان حرکت کرد. هم اینک ، تعداد بسیار زیادی از سازمان ها با یک رویکرد کاملا استراتژیک با هوش کسب و کار و تجزیه و تحلیل داده برخورد می کنند و برای آن حساب ویژه ای باز کرده اند . طعم تلخ تصمیم گیری مبتنی بر داده جزیره ای و پیامدهای منفی آن را بسیاری از سازمان ها چشیده اند و یا در حال کلنجار رفتن با آن هستند . در گذشته ، همزمان با بکارگیری سیستم های اطلاعاتی در سازمان ها که اغلب در قالب یک سری از پروژه های جداگانه اجراء می گردید ، شاهد تولد سیلوهای اطلاعاتی یکی پس از دیگری بودیم که در عمل نمی توانستند به مدیران ارشد و میانی یک سازمان بینش عمیق و وسیعی جهت تصمیم گیری بهتر را ارایه دهند .
تبعیت از یک رویکرد استراتژیک در حوزه هوش کسب و کار و تجزیه و تحلیل داده ، یک فرآیند تک مرحله ای و یک شبه نمی باشد . ایجاد زیرساخت لازم به همراه پلت فرم مورد نیاز و همچنین مهارت های لازم جهت تجزیه و تحلیل و هوش کسب و کار به زمان کافی و منابع مختلفی نیاز دارد . روش ها و مفاهیم جدیدی نظیر پیاده سازی چالاک و نوآوری های فنی نظیر رایانش ابری ، موبایل ، کشف داده و داده های عظیم باعث شده است که نیاز سازمان ها به تجزیه و تحلیل داده و هوش کسب و کار افزایش یابد . بسیاری از مراکز و موسسات تحقیقاتی و پژوهشی معتبر مدل های مختلفی از سطوح بلوغ تجزیه و تحلیل داده را ارایه کرده اند با این امید که سازمان ها بتوانند به کمک آنها ، ضمن شناسایی دقیق سطح بلوغ جاری خود، گام های اساسی جهت گذر از یک مرحله به مرحله بعد را مشخص نمایند و هدفمند و با برنامه هم ضعف خود را شناسایی کنند و هم به سمت نقاط مقصد بعدی حرکت کنند .



